مهمونی سارینا خانوم
من و بابا محمد تصمیم گرفتیم که صبر کنیم تا یه کمی بزرگ بشی و بعد سور به دنیا اومدنت رو بدیم.
بعد از مدتی، بالاخره در روز 23/4/90 همه ی مهمان ها را برای شام به یک سالن غذاخوری دعوت کردیم.
خانوم خانومای مامان، یه تیپ خوشگل زده بود و با اون تل روی سرت خیلی ماه شده بودی. چند تا عکس از مهمونی اون شب پر خاطره برات می گذارم:



این خانوم خوشگل، فاطمه یاس هستن که همیشه با دیدن سارینا شیطونی هاش گل می کنن.


صدات واسم یه دنیاست دلم بی تو کویره
خندت اگه نباشه خیلی دلم میگیره . . .

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مهمونی سارینا خانوم
